غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

269

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و ندماى آن محفل به اين بيت ترنم نمودند بيت چرخست پيرو اختر بخت تو نوجوان * آن به كه پير نوبت خود باجوان دهد و تركان خاتون ازين حركت ناپسنديده متوجه اردوى گشت و حجاج سلطان هراس بيقياس به خود راه داده روى بهندوستان نهاد و مدت ده سال در غربت مصابرت نمود و بعد از آن سلاطين هند لشگرى همراه او ساختند تا ملك موروث را بتحت تصرف درآورد و حجاج سلطان با جمعى كثير از هنديان بصوب كرمان روان گشته چون به منزل بكره رسيد مريض گرديد و در شب پنجشنبه سابع ذى حجه سنهء سبعين و ستمائه وفات يافت و او را چهار پسر بود و هفت دختر اسامى پسران اينست سلطان مظفر الدين محمد شاه قطب الدين طغى شاه ركن الدين محمود شاه علاء الدين حسن شاه و اسامى دختران معلوم نيست و بعد از فوت اباقا خان در سنه احدى و ثمانين و ستمائه پسر ديگر قطب الدين محمد سلطان كه سيورغتمش نام داشت باردوى احمد خان رفته نشان سلطنت كرمان و عزل تركان حاصل نمود و بر مركب مراد سوار گشته روى بملك موروث آورد و چون بسياه كوه رسيدند كه تركان بجانب اردو ميرود با وى ملاقات كرده آن نشان را برو خواند و ملكه از وقوف بر مضمون آنچنان متاثر گشت كه غش كرد و بعد از افاقت در غايت سرعت باردو شتافت اما مهمى نتوانست ساخت و آن زمستان در بروع گذرانيده تابستان به تبريز رفت و از غايت حزن و اندوه مريض شده وفات يافت و نخست همانجا مدفون گشت و آخر - الامر دخترش بىبىتركان نعش او را بكرمان برده در مدرسه كه ساخته و پرداخته‌اش بود دفن نمود زمان اختيار و اعتبار تركان خاتون در كرمان نزديك به بيست‌شش سال امتداد داشت . خواجه قوام الملك فخر الدين يحيى و عمدة الملك منتجب الدين و مجد الملك تاج الدين ابو بكر شاه و قوام الدين بهاء الملك بنوبت وزارت قتلق تركان و حجاج سلطان مينمودند و خواجه منتجب الدين را پسرى بود ناصر الدين نام تاريخ كرمان كه بنام ايسن قتلغ نوشته شده تصنيف ناصر الدين است . سلطان جلال الدين سيورغتمش بن قطب الدين محمد سلطان در شهور سنهء احدى و ثمانين و ستمائه بكرمان رسيده بىمانعى و منازعى بر سرير حكومت تكيه زد و در آن اوقات كه ارغون خان احمد خان را كه مربى سيورغتمش بود بقتل رسانيده در ممالك ايران لواء كامكارى برافراخت و باستحضار سيورغتمش فرمانداد و سيورغتمش باخوف و هراس تمام بدرگاهء شتافته امراء او را در موقف يرغو باز داشتند آخر الامر بوقا جنگسانك خاطر بر سرانجام مهمش گماشت و خواهرش پادشاه خاتون را كه منازعش بود در سلك ازدواج كيخاتو كشيده بجانب روم فرستاد و خانزاده گردونچين را بر سيورغتمش داد و نشان حكومت كرمان بنامش نوشته اجازت مراجعت ارزانى داشت و جلال الدين سيورغتمش در مرافقت حرم محترم بملك موروث خراميده بر مسند دولت و اقبال صعود نمود و خانزاده گردونچين دختر شاهزاده منكو تيمور